نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده
او تا رسید گریۀ دنیا شروع شد سینه زنی عالم بالا شروع شد این حس مادرانه كه دست خودش نبود دلشوره های زینب كبری شروع شد وقت مرور خاطره های گذشته شد اشك حرم میانۀ صحرا شروع شد ذكر حدیث پیرهن سرخ كودكی حرف از لباس یوسف زهرا شروع شد وقتی لباس حنجر او را خراش داد صحبت ز طشت و حضرت یحیی شروع شد "واللهِ هاهنا ذُبِح طفلُنا الرَّضیع" دیگرلهوف خوانی آقا شروع شد "واللهِ هاهنا سبِی...روضه خوان بس است" شرمندگی حضرت سقا شروع شد یك تیغ كند كار خودش را تمام كرد غارت نمودن تنش اما شروع شد
هنوز نظری ثبت نشده