یک نکو روی ندیدم که گرفتار تو نیست
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن2
بازدید500+
یک نکو روی ندیدم که گرفتار تو نیست نیست در مصر عزیزی که خریدار تو نیست لاله ای را نتوان یافت در این سبز چمن که دلش سوخته ی آتش رخسار تو نیست گرچه در باغ تو یک گل نشکفته است هنوز مژه ای نیست که خار سر دیوار تو نیست هر که دست از تو کشیده است چه دارد در دست چه طلب میکند آنکس که طلبکار تو نیست