یک سال و نیمه که زینب دلِش خونه
روح الله رحیمیانپسندیدن9
بازدید3.6K
((یک سال و نیمه که، زینب دلِش خونه) ۲ بعد از غمِت داداش، دنیام پریشونه) ۲ ((نیستی ببینی که، بدجوری افسردهم) ۲ تُو جنگِ با غمها، آخر کم آوُردم) ۲ (یادم نمیره دیدم که افتاده جگرگوشهم تُو گودال) ۲ یادم نمیره تو نیزه میخوردی و من میرفتم از حال (یادم نمیره وقتی که جون دادی تُو اون صحرای گُلگون) ۲ (یادم نمیره میدیدمِت از روی تَل با چشم پُرخون) ۲ عجِّل وَفاتی سریعا، (از دست غمهای دنیا) ۳... ***** (بعد از تو زینب شد، زندونیِ دنیا) ۲ جونم به لب اومد، بیتو تُو این سالها (اشک و غم و زاری، شد کار هر روزم) ۲ (با خاطراتِمون، هر لحظه میسوزم) ۲ ((یادم نمیره بالای نِی دیدم سرِ عبّاس و اکبر) ۲ یادم نمیره چشمای خونی رُباب از داغ اصغر) ۲ یادم نمیره وقتی که تُو خیمه به پا شد آه و ناله (یادم نمیره آتیش گرفته بود به موهای سه ساله) ۲ عجِّل وَفاتی سریعا، (از دست غمهای دنیا) ۳... ***** (جونم به لب اومد، از داغ این دوری) ۲ آروم آروم دارم، میمیرم اینجوری (دنیا چه کارا کرد، با زندگی من) ۲ هر چی مشقّت بود، شد قسمت این زن (یادم نمیره اون خاطرات تلخ و غمبار اسارت) ۲ یادم نمیره بزم مِی و بیحرمتیها و حقارت (یادم نمیره زخم زبون و طعنههای مَردم شام) ۲ (یادم نمیره بارون سنگی که میبارید از روی بام) ۲ عجِّل وَفاتی سریعا، (از دست غمهای دنیا) ۳...