باید مسیر تو، چرا اینجا بیفتد
رحماننوازنیپسندیدن10
بازدید800+
یوماه یوماه یوماه... باید مسیر تو، چرا اینجا بیفتد حیف از سر تو نیست، زیر پا بیفتد هر آنچه داد زدم، نبُر بریدم من به خنده داد جوابم، دگر بریدم مت هر چه بیشتر نفس می زو ، بیشتر میزدند زینب را تیغشان مانده بود در گودال.، با تبر میزدند قربان عاشقی که به گودال قتلگاه یک سجده رفت، لیک سر از سجده برنداشت خواندن قدسیان همه با او نماز عشق قربان آن امام جماعت، که سر نداشت اباعبدالله... عذاب داره، میزدن میگفتن ثواب داره... عباس داره، خواهری رو دستش طناب داره میزدن میگفتن ثواب داره... آب میخواست، که سرنیزه به خوردش دادند حرف حق زد، چقدر نیزه به خوردش دادند آب میخواست، که شمر آمد و برگرداندش آب میخواست، که با پا زد و برگرداندش آب میخواست، که بر تشنگیاش خندیدند سنگها را، همه بر روی سرش باریدند آب میخواست، که راهیه تنورش کردن بچههایش، همه از فرط عطش غش کردند