یه کهنه خنجر به روی حنجر
کربلایی نریمان پناهیپسندیدن1
بازدید2K
یه کُهنه خَنجر، به روی حَنجَر دوازده ضَربه، غریبِ مادر وای حسین، وای حسین... جان حسین، جان حسین... با چشمای تَر، با حالی مُضطَر میگفتی برگرد، به خِیمه خواهر مَقصَدِ نِیزهها شد بدنت جای سالم نموند روی تنت غارتِ عَمّامه جای خودش بُردند انگشتر و پیرهنت وای شمرِ بیحیا و پَست حُرمَتِ تو رو شکست تا که افتادی زمین رفت روی سینه نشست آی اِیوای، اِیوای، اِیوای...