یه کاروان اسیری چون مرغ پر شکسته
حاج عبدالرضا هلالیپسندیدن6
بازدید3.4K
یک کاروان اسیریم، چون مرغِ پَر شکسته زین غم چرا نَمیریم؟ ناموسِ کبریایی ما را حجاب عصمت، گردونِ دون دریده ما را نگشته قسمت جز خونِ دل، دوایی ای نازنین برادر شد نوبت جدایی بَهرِ وداع خواهر دستی نمیگشایی واویلا واویلا واویلا از کربلا...