یه مصاحبه با یه بچه شیعه داریم امشب
ابوذر روحیپسندیدن47
بازدید46.7K
یه مصاحبه با یه بچّه شیعه داریم امشب اسمتو بگو؟ من ملقّبم به عبدُ الزّینب شغلتو بگو، شغل من نوکری آلُ الله نام صاحب کار، صاحب کارم اباعبدالله عاشق شدی آره، عشق من حیدر کرّاره آقایی که توی شهر نجف یه حرم داره درمونده شدی نه، مولا علی مگه میذاره خوردم رو زمین تا مولا بیاد منو برداره عشق بینُ المللی، اعتبار هر یلی نوکری مرتضی بهتر از هر عملی افتخارم اینکه توی سامانه ثبت کد ملیمو بزن، میزنه شیعهی علی یا حیدر یا علی یا مولا ... بخش دومه در ادامهی کلام بالا آرزوت چیه؟ آرزومِ فرج انشاءالله دشمنت کیه؟ هرکسی که دشمنِ با مولا واسهی کسی حاضری بمیری تو این دنیا؟ این آخه سواله ، معلومه خب یه سهساله خونم رو میریزم، پاش میدونم که حلاله دنیامه رقیّه، اشک چشامه رقیّه عشقش تا قیامت داره ادامه رقیّه حالا این آخر کار حرف اصلیمو بگم من فقط عشق علی و بچّههاشو بلدم یا علی به غیر تو از کسی دَم نزدم من بهشتم اومدم میگم برا تو اومدم یا حیدر یا علی یا مولا ...