یه لحظه هم براعلی، از خیمه بیرون نزدم
محسن عرب خالقیپسندیدن15
بازدید14.7K
(یه لحظه هم برا علی، از خیمه بیرون نزدم) ۲ دل واپس تو بودم و، بخاطر تو اومدم اصلاً فدای سرت بچم،(آخ بچم) ۳ با حنجرش شد سپرت بچم، آخ بچم آب نداریم ولی، از خون پاکش میکنیم دل نداریم ولی،(با هم خاکش میکنیم) ۲ (نه خاک نریز، چشماش هنوز بازه حسین) ۲ نه خاک نریز، میبینی چقد نازه حسین بچم آخ بچم... (مسیر تیر و که نشد، یه ذره تغییر بدم) ۲ (یه چیکه آب خوردم بذار، برم بهش شیر بدم) ۲ میرم ببینم کجاست بچم، آخ بچم انگار روی نیزهها ست بچم، آخ بچم نیزه رو تکون نده، بچم بد خواب میشه نیزهدار آب نخور، قلبم داره آب میشه نه آب نخور، لبهای خشکش رو ببین نه تاب نده، بچم میفته رو زمین مواظبت هستم، نترس مادر میفتی تو دستم، نترس مادر آخ بچم آخ بچم آخ بچم آخ بچم...