یه زن هزارها شتر میبخشه
حسن عطاییپسندیدن3
بازدید400+
یه زن هزارها شتر میبخشه میگه فدای جونِ پیغمبر یه زن سوار یک شتر میشه میشه بلای جونِ پیغمبر قضاوت کن که کدوم از این دو تا آبروی دین میشه، اُمِّ مؤمنین میشه قضاوت کن که کدوم از این دو تا گوهر زمین میشه، کوثرآفرین میشه روز جَمَل لباسِ سبزش رو پوشید حسن به احترام مادربزرگش تو معرکه شتر رو رفت و زمین رو حسن به انتقام مادربزرگش حسن، حسن... یه زن خدیجه میشه که نسلش اول و آخرش فقط نوره یه زن برا این که نیاد مثلش شکر خدا اجاقش هم کوره فقط اون که اُمِّ مؤمنین میشه که خداپرست بودن دونهدونه اجدادش فقط اون که اُمِّ مؤمنین میشه که امامِ ما حیدر میره میشه دامادش مادر ما خدیجهست دعوا نداریم اصلاً میگن خلایق هر چی که لایق یکی ابوحنیفه میشه امامش یکی میشه امامش مولانا صادق