یه روزی به هرقیمتی این حرم رو میسازیم
روح الله بهمنیپسندیدن13
بازدید2.1K
(هرچه دارم میدهم ای آفتاب روی قبر مجتبی کمتر بتاب) میسازیم یه روزی به هر قیمتی این حرم رو، میسازیم حریم پر از نور شاه کرم رو، میسازیم ضریح طلاکوبی مادرم رو، میسازیم میاریم برا گنبدت پرچم کربلا رو، میاریم برای فدای تو کردن سرا رو، میاریم گلای ضریح آقامون رضا رو، میاریم خرابه مث قبر تو، روزگار من آقا، خرابه ببین خون شده حال و روز گداها، خرابه حریم تو اونجا و حال من اینجا، خرابه خدایا تا میگم خرابه دلم پر میگیره، خدایا تا جون دادنای یه پروانه میره، خدایا یه پروانه که توی آتیش اسیره، خدایا بابایی نبودی ببینی پر معجرم سوخت، بابایی نبودی بیینی که بال و پرم سوخت، بابایی نبودی ببینی که موی سرم سوخت، بابایی (چه مویی داشتم بابا زمانی چه مویی داشتی بابا زمانی) **** بگذارید از این خانه عبا بردارد لااقل رحم نمایید عصا بردارد بگذارید در این حلقهی دود و آتش طفل ترسیده از این معرکه را بردارد پیرمرد است، نبندید، دو دستش نکشید وای اگر دست نحیفی به دعا بردارد کوچهای تنگ و دلی سنگ و زمین خوردنها استخوانی که ترک خورده صدا بردارد (عزیزم خسته رفتی، خسته برگشتی ای غرورم شکسته برگشتی از سر کوچه تا در خانه نشسته برگشتی دست من بسته شد، فدای سرت تو چرا چشم بسته برگشتی) (آی نامرد سواره، نفسش بند آمد)2 فرصتی ده قدمی پشت شما بردارد آخرین روضهی او، روضهی گودالش بود وقت آن است به لب بانگ اذان بردارد تشنگی بود و لبی چاک و تنی خونآلود لشگری حلقه زده، رسم حیا بردارد (خوب پیداست چرا این همه نیزه اینجاست)2 هر کسی آمده یک سهم جدا بردارد تاب دویدن ز پی اسب ندارم پیر محاسن سفید و طفل سه ساله (آی مردم بگذارید عبا بردارد)2 پیرمردست، خمیدهست، عصا بردارد (از مسیری ببریدش که تماشا نشود)2 چشمی از این در و همسایه به او وا نشود (اصلا این مرد مگر پای دویدن دارد؟!)2 پیرمردی که خمیدهست، کشیدن دارد؟! بگذارید لبش یاد پیمبر بکند وسط شعله کمی مادر، مادر بکند شعلهی تازه به چشمان غمینش نزنید آسمانست و در این کوچه زمینش نزنید شاید این کوچه همان کوچهی زهرا باشد شاید این کوچهی تاریک، همینجا باشد