یه داد غیرتی بزن شمر بره حیا کنه
وحید شکریپسندیدن25
بازدید1.5K
(یه دادِ غیرتی بزن، شمر بره حیا کنه)۲ اومده بین خیمهها، حرم رو زابراه کنه حرمله داد زد سرم، داد زدم نرو نرو (چشمم گرم تو شد و دیدم گرفت رقیه رو)۲ (اموال خیمه رو بردن تو گودالم سر و بردن)۲ دست خالی نمیرفت هیچکس حتی انگشترو بردن پیراهن پاره رو بردن یادگاریه مادر و بردن میخواستن ما اذیت شیم (حتی گهواره رو بردن)۲ (داد زدم، سرش داد زدم دیدم گرفت محاصنت رو فریاد زدم)۲ شرم کنه، خدا رحم کنه کی این بدن رو بین بوریا جمع کنه بد شده، نفس سرد شده ببین خیمه محل رفت و آمد شده به زور میبرن منو، چجور میبرن تورو خرابه میبرن منو، تنور میبرن تورو یه شب رقیه گم شد و زجر رسید بالاسرش لکنت داره بعد از اون معلومه که بد زدنش (هی میگفتم برو برگرد سه سالشه نزنش نامزد)۲ این دختر یه عروسک داشت اونم زد زیر پا له کرد (میزد میگفت، عموت کوشش)۲ دیدم دست برد روی گوشش گوشوارش رو درآورد و محکم زد روی روپوشش (سخت گذشت، بدم سخت گذشت)۲ تو بزم مِی به زنهای حرم سخت گذشت کو سرت داداش کو سرت دارن شطرنج بازی میکنن رو سرت چی بگم، بگو چی بگم نموند مَحرمی حرفمو با کی بگم؟