یه جملهی بی سر و ته بودم که با تو پره مراعات نظیرم
امیر طلاجورانپسندیدن4
بازدید200+
یه جملهی بی سر و ته بودم که با تو پره مراعات نظیرم من اسم تو رو یادم نمیره حتّی اگه فراموشی بگیرم هر چی و یادم میره ولی خوبیات و نه با همه حالم بده ولی فقط با تو نه تا گرفتی دستای یخ زدم و فهمیدم آفتاب هم نداره گرمی دستات و نه گاهی اسفند رو آتیشم، گاهی اسفند پر از برفم عمر من تموم میشه امّا با تو تموم نمیشه حرفم (من و به حال خودم وانگذار)۲ هیچکی به غیر از تو من و نفهمید هیچکی به غیر از تو من و نمیخواد کی به تو وابسته شدم عزیزم؟ خودت بگو من که یادم نمیآد من همونم که نگاهش و به دل تو باخت من همونم که خودش و حتّی با تو شناخت خوش به حال من که تو تموم دنیام شدی من همونم که همه زندگیش و با تو ساخت من یه دل شکستهام آقا که بارم افتاده روی دوشت آرروی زندگیم اینه مرگ من باشه توو آغوشت تازه به روضهات عادت کردم، تازه به هیئت عادت کردم تازه به گریههای واسه رقیّهات عادت کردم غریب بی کفن حلالم کن، جون امام حسن حلالم کن (روم و زمین نزن حلالم کن)۲ ساعت آخره حلالم کن، خواهش نوکره حلالم کن (مارو یادت نره حلالم کن)۲