یكی به دادم برسه، بچه ام دیگه
سایر ذاکرینپسندیدن5
بازدید6K
یكی به دادم برسه، بچه ام دیگه (داره می میره2) با هر زبون دور دهان، گردوندنش (گریه ام می گیره2) به دادِ اصغر برسید، كه تشنه ی یه قطره آبه اون طفلی كه، گرسنه و، تشنه باشه (چطور بخوابه2) به لب رسید، جون شیرِ خواره گریش به من، بسته راه چاره آسمونم، بارونی نداره2 میره تا، زائر مهتاب بشه ای خدا، نشد كه سیراب بشه با دو سه قطره، چیزی كم، نمی شه از (این همه ی آب2) غنچه ی من خشكیده از، تشنگی و (گرمیِ آفتاب2) محض خدا، یكی به این، بچه ی من آب برسونه گرچه بعیده اگه آبم برسه (زنده بمونه2) دیگه چشاش، طاقتی نداره بخواد كه از، تشنگی بباره یكی تیر از، حنجرش در آره میره تا، زائر مهتاب بشه ای خدا، نشد كه سیراب بشه