یزید میلرزه ابن مرجانه مثل بید میلرزه
محمد حسین عطائیانپسندیدن16
بازدید700+
یزید میلرزه، ابن مرجانه مثل بید میلرزه شدید میلرزه، خطبه هاش هر کیو شنید میلرزه عجب عزرائیل، دست و پای شمر پلید میلرزه انسیه زینب ، زاکیه زینب خون حیدر تو رگات جاریه زینب تو دل شامات ، خطبه خوندی و کاخ ظلم و کردی حسینیه زینب حیدری گفتاری سخنوری قهاری بعد عباسِ علی عَلَم رو برمیداری اونقدر باباتی که میشه گفت در وصفت زینب کبری نه تو زینب کراری عوام میلرزه خطبه میخونه شهر شام میلرزه چه نطقی داره پایههای منبر مدام میلرزه همه مبهوتن کوفه داره با یک کلام میلرزه دختر حیدر، محشره حیدر درستو پس میدی محضر حیدر لحن مولا تو لحن تو پیداس خطبههات میشه تیر آخر حیدر با کلامت زینب علی رو احیا کردی شال مولا رو دور کمرت میبندی من بنازم به این همه توانایی که کوفه تا شام چهل تا در خیبر کندی شاه مردان شیر یزدان دختری دارد غیور خشم مولا در لسانش کرده دشمن را به گور ای جلیله بانو آبرو دارِ این قبیله بانو بعد عباس تو حامِلَ اللِّوایی لافَتی سیِّدتی عقیله بانو صولت زینب، با صلابت زینب حیدر طینت، با ابهت زینب شوکت زینب، با شهامت زینب کوفه رو کشوندی به حقارت زینب جَبَلُ الصَّبر یا زینب آمدم دنیا برای دیدنِ روی علی ار نه من با مردم دنیا چه کاری داشتم حیدر حیدر مولا مولا مولا