یتیمِ مجتبی عبداللهم آه و واویلا
حاج موسی رضاییپسندیدن3
بازدید84
یتیمِ مجتبی عبداللهم آه و واویلا فداییِ رهِ ثاراللهم آه و واویلا عمو رو خاک صحرا اسیرِ دستِ اَعدا یکی شمشیر کشیده رو عموم آه و واویلا لا اُفارق رو لبهام سوی میدان دَوونم من نمیخوام تو دنیا بیعمو جون بمونم (عمو جانم عمو جانم عمو جانم عمو جان)... **** رسیدم تا به میدان دیدمت عطشان و خسته یه نامرد با یه شمشیر رو تن پاکت نشسته دو دستِ من جدا شد یتیمِ تو فدا شد جلو چشم عمو رأس من از پیکر جدا شد کلّ این صحنه بوده پیش چشمان زینب جسم من میره آخر با تنت زیر مَرکب (حسین جانم حسین جانم حسین جانم حسین جان)...