یاورهات همه رفتنو
حسن عطاییپسندیدن10
بازدید900+
یاورات همه رفتن و روز خیمه شده سیاه هیچکی نیست ببینه غریب افتادی توی قتلگاه آخه چرا من، ببینم افتادنت رو؟ چرا من، ببینم جون دادنت رو؟ چرا من، ببینم شیب الخضیبی؟ چرا من، ببینم خد التریبی؟ اگه بابام زمین خوردنِ مادرتو دیده عمو حالا منم کسی که غمِ کوچه رو فهمیده عمو زمین خوردی من با تو زمین خوردم تو مقتل کنار تو اسم مادرو بردم... خیمهها شده رنگ غم قتلگاه شده رنگ خون اونجا بابا میگه بیااینجا عمه میگه بمون آخه چه جوری، توی این خیمه بشینم؟ چه جوری، تو رو غرق خون ببینم؟ چه جوری، عموجون طاقت بیارم؟ چه جوری، کسی غیر از تو ندارم؟ نمیگذارم عمو از سرت یه تار مو هم کم بشه نمیذارم تا من زندهام دل حرم پر غم بشه امام من، کی از تو جدا میشم مثل مادرم زهرا، تو راهت فدا میشم زمین خوردی من با تو زمین خوردم تو مقتل کنار تواسم مادرو بردم... یادگار برادرت از حرم دیگه عازمه جون میدم تو راهت عمو این وصیتِ قاسمه آخه چی میشه نگو من کم سن و سالم چی میشه، نذا بسته باشه بالم چی میشه، توی این نهضت سهیم شم چی میشه، نمیخوام بازم یتیم شم اگه بذاری من هم میام تو آغوشت پرپر میشم خون گلوم جاری میشه مثل علیاصغر میشم تویی کعبه من احرام خون بستم مثل مادرم زهرا نذر تو میشه دستم زمین خوردی من با تو زمین خوردم تو مقتل کنار تو اسم مادرو بردم...