یادت میآید شانه و موی کمندم را
حاج عبدالرضا هلالیپسندیدن14
بازدید500+
یادت میآید شانه و موی کمندم را در بین دختر بچهها قد بلندم را یادت میآید چشمهایم آسمانی بود کارم فقط در پیش تو شیرین زبانی بود حالا ببین خونمردگی چشمهایم را لکنت زبان و لرزش بین صدایم را یادت میآید که ستاره گوش میکردم روز تولد گوشواره گوش میکردم ****** هرچه بوده مطرب و رقاصه اینجا آمده شادمانی میکند در پیش چشمان ترم در میان بزم عیش و نوش جای تو نبود خیزران دندان تو هرگز نمیشد باورم بی حیایی داد میزد با اجازه یا امیر با خودم آن دختر شیرین زبان را میبرم