نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

یاد من نمیرود پژمردی پیش چشم پر غم افسردی یاد من نمیرود که تو با بار شیشهات بر زمین خوردی زهرا جان بمان کنارم، تنها میشوم پس از تو از این شهر پر ز غصه من هم میروم پس از تو جانم را گرفتی ای عشق، از دستم تو رفتی ای عشق این غم جان رسانده بر لب، دردت را نگفتی ای عشق (زهرا جان خدانگهدار، زهرا جان خدانگهدار)۲ اشک چشم پهلوانت را بین، التماسم میکند خیبرکَن کَلِمیني کلمیني زهرا، میروی و میرود جان از تن زهرا جان خدا نگهدار، رفتی با این تن تبدار تو چشمت به چشم من بود بین آن در و دیوار *** زمين افتاد، گل پیغمبر به زیر پا افتاد کتک میخورد تا که از صدا افتاد، زمین افتاد *** یه عده ارازل توو خونش رسیدند از رو پیکر اون مستانه دویدند زهرا رو به عدد ابجدش زدند، تازیونه بی عدد زدند به مادر پا به ماه تا میتونستن لگد زدند *** راحله بود، یه نفر نگفت که زهرای علی حامله بود کشتن فاطمه ختم کل این قائله بود *** تو رو قنفذ و مغیره زدنت پیش حسنت، پیش حسنت
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد