یاحسینو ببین آخرش تو عراق
حسین محمدی فامپسندیدن3
بازدید600+
یا حسینو ببین آخرش تو عراق قصهی من و تو میکِشه به فراق میزنن به تنت تیغ و نیزه و چوب سر تو میره بر، نیزه قبل غروب میکشنت رو خاک، به نوک سنان به دم شمشیر به خدا رقیه ندیده یه جا اینهمه شمشیر باور نمیکردم، بعد تو روی سرمه شمشیر (بی سر، عریان، ناله میزدی اناالعطشان) ۲ از آب محروم، جانم ای برادر مظلوم یا عزیزالزهرا حسین... غصه داره دلم، گریه داره برات لب تو نرسید آخرش به فرات کاشکی زخم زبون به حرم نزنند روی پیکر تو هی قدم نزنند دیدم از روی تل که عزیز من چقدر تنهاست شلوغه قتلگاه سر غارت تن تو دعواست صدای ناله میشنوم نالهی زهراست محزون، غمناک پیکرت رفته به خُرد خاک بی یار بی کس بمیرم که دادمت از دست