یا به جایی خبر مرگ پسر را نبرید
حاج محمدرضا بذریپسندیدن74
بازدید16.6K
یا به جایی خبر مرگ پسر را نبرید یا که بردید به تشییع پدر را نبرید پدری داغِ جوان دید ملامت نکنید روی زانو اگر افتاد شکایت نکنید چون رمق نیست تکانی بدهد پایش را پس بگیرید همه زیر بغلهایش را نکند ناله که زد طبل برایش بزنید جلوی چشم همه زشت صدایش بزنید آی مردم جگر سینهزنان غم دارد غم سنگینِ شب هشت محرم دارد ای جوانمرد جوانمرگ شدی یا نشدی پیش پای پدر خویش چرا پا نشدی؟ خندهها بیشتر و جسم تو کمتر شده است نیستی و همهی دشت پیمبر شده است داغِ سنگین تو را شانهی من تاب نداشت تشنه بودی، پدر تشنهی تو آب نداشت قوّت چشمتر من کمرم را مشکن حُرمت ریش منو اهل حرم را مشکن نیزه نگذاشت که آه تو به پایان برسد جان به لبهای تو ای محتضر آسان برسد آیهها چیده شد افسوس که کوثر نشده نه هنوز این تنِ پاره علیاکبر نشده چشم زد قامت طوبای تو را چشم حسود پای جسم تو میافتادم اگر عمه نبود *** به جز صدای هلهله صدا نمیاد نفس بکش که نفسم بالا نمیاد آه و واویلا چه جوری جمع کنم روی عبا تو رو؟ حال منو ببین اگه دلت میاد برو چه نامنظّمه دور و بر تنت معلومه از تنت که شمشیرها کشیدنت دارند میخندند به گریههام علی پاشو توون بده به زانوهام علی آی دنیا میبینی میون صحرا پدر ببینه پسرش رو اربا اربا میون هلهله گم شد صدای تو مثل مدینه کوچه وا کردند برای تو پاشو نفس بکش پیغمبر حرم نذار حرومیها بیان دور و بر حرم پاشو خوشغیرت به خاطر رباب عمه رو میبرند به مجلس شراب