نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

یا بابَالحوائج، یا بابَالحوائج... اباعبدالله یا اباعبدالله... چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است زیر علمت امنترین جای جهان است اباعبدالله یا اباعبدالله... پدرم بیکس و تنها نشود قول دادم به خدا روز اَلَست رفتهاند قاسم و عباس و حبیب چه غمی تا علیاصغر زندهست بابَالحوائجم، بر درد چاره میکنم چون مرتضی علی قنداقه پاره میکنم عزم مصاف از دلِ گهواره میکنم رجز سکوت و گریه تکبیرم ای حرمله من پسر شیرم به جای محسن بروم میدان من انتقام کوچه میگیرم شهزاده یا علیاصغر... علیاصغر، علیاصغر... حجت اکبرِ دادار منم اهل کوفه مُهر طومار منم فکر کردید علَم افتاده بعد عباس علمدار منم ای حرمله بزن تو بدون معطلی لالایی من است ذکر فضائل علی ششماههام ولی صاحب سرِّ ازلی برای شَه در تاب و تبم من فکر نکن تشنهی آبم من منم فدای ابیعبدالله هدیهی مادرم ربابم من شهزاده علیاصغر... درد از ما، دوا علیاصغر آیهی حقنما علیاصغر هست در بین ظلمت عالم آیهی حقنما علیاصغر گرهها از مصائبش باز شد هر کس گفت یا علیاصغر مطلق حق و حیدرِ مَعَ الحق است حیدر کربلا علیاصغر عُمرِسعد دستوپا گم کرد تا که میزد دستوپا علیاصغر اسدالله یاعلی، ولیالله یاعلی... حق علی مولا، حق علی مولا... آدم نه به گندم جنان راغب بود شوق دیگرش بر دل و جان غالب بود میخواست که از بهشت آید به نجف مقصود علیابن ابیطالب بود حیدر حیدر، حیدر حیدر... اَشهدُ اَنَّ علیً ولی الله... رحمت بر آن کسی که به من یاد داد و گفت وا کن دو لب به نام جنون و بگو حسین حسین حسین حسین... یا اباعبدالله آقای من...
هنوز نظری ثبت نشده