گوهر یکتای عشق درّ یتیم حسن
محمد امینیپسندیدن2
بازدید1.4K
گوهر یکتای عشق دُرِّ یتیمِ حسن خلعت زیبای عشق کرد به بَر چون کفن غَرّهی غرّای او بود چو یک پاره ماه قامت رعنای او شاخه گلِ نسترن داماد کربلا قاسم ای دُرّ هَل اَتی قاسم (الگوی شهدا قاسم) ۲ زخمی تنت شده قاسم خونیه پیرهنت قاسم (با نیزه کشتنت قاسم) ۲ (مجتبای کربلا قاسم) به خون سر شد خضاب، صورت چون آفتاب معنی حُسن المئاب، عیان به وجه حسن به بادِ بیداد رفت شاخه گل ارغوان ز تیشهی کین فتاد، ز ریشه سروِ چَمن در خاک و خون روان قاسم افتاده نیمهجان قاسم (ای زخمیِ سَنان قاسم) ۲ آهت شنیده شد قاسم قدّت کشیده شد قاسم (طاقت بریده شد قاسم) ۲ (مجتبای کربلا قاسم) تا شده رنگین به خون، جَعدِ سَمَنسایِ او خورده بسی خونِ دل، نافهی مُشکِ خُتَن به دور او بانوان، حلقهی ماتم زدند شاهد رخسار او، شمع دل انجمن تنها و خستهای قاسم در خون نشستهای قاسم (پهلو شکستهای قاسم) ۲ در آغوش عمو قاسم پاشو چیزی بگو قاسم (ای نیزه در گلو قاسم) ۲ (مجتبای کربلا قاسم)