نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

گوش فلک پر شده از این سخن جان سخن چیست به غیر از حسن؟ کیست حسن؟ صاحب شأن عظیم بین کریمان دو عالم کریم جود خدا کیست در آل عباء جز حسن إبن علی مجتبی صورت انسانی حلم و وقار مظهر یا صابر پروردگار سوز حسن، آه حسن غم حسن صاحب شبهای محرم حسن من شدهام گریهکُن و سینهزن مست حسینم ز عطای حسن خون دلش بود که فریاد کرد کرب و بلا را حسن آباد کرد جان و جهان بسته به جان حسن ای به فدای پسران حسن ***** طفل حرم پیر مسیر کمال آمده با امر حسن در جدال نادعلی روی لبش منجلّیست پور علی وقت خطر هم علیست جای زره کهنه لباسش به بر مرد خطر خود ندارد به سر در بدنش جلوهی هو ریخته شهد عسل از لب او ریخته داشت دلی سوخته در عالمین إبن حسن بود اسیر حسین دید از آن دور غمی جان گداز کعبه شده طعمهی هر بی نماز آینهی صبح به شب خورده است نیزهای از سمت عقب خورده است تیر چنان خورده به حلقوم او سرخ شده صورت معصوم او تشنهی زخمی وسط سی هزار زخم تنش مثل غمش بیشمار تا که هوا گشت کمی قیرگون شاه شد از صدر فرس واژگون دید عمو مثل گلی پرپر است ریزتر از جسم علی اکبر است شمر لگد زد روی آئینهاش آمده با پا به روی سینهاش خنجر خود را ز قفا میزند چنگ به گیسوی خدا میزند از غم این منظرهی پرخروش غیرت إبن الحسن آمد به جوش داشت قراری ازلی با حسین نعره کشید از جگرش یا حسین
هنوز نظری ثبت نشده