گنبدت مال همه، بابالجوادت مال ما
مسعود پیرایشپسندیدن17
بازدید4.4K
گنبدت مال همه، بابالجوادت مال ما از درد مثل حضرت زهرا خمیده بود با دستهای خود کمرش را گرفته بود حجره شلوغ بود ولی مونسی نداشت ای کاش یک نفر خبرش را گرفته بود بیحُرمتیِ مَحرم او تا کجا رسید دستی دهان شعلهورش را گرفته بود او داد میکشید به دادش نمیرسند یک عدّه پست دور و برش را گرفته بود آمد کنیز و کاسهی آبی به خاک ریخت ای کاش جرعهای شررش را گرفته بود دور از مدینه غربتِ بغداد را چشید ارثِ غریبیِ پدرش را گرفته بود خوبیِ بام بود که سُم بر تنش نرفت این ارتفاعها ضررش را گرفته بود شکر خدا نه پیرهنش دست خورده بود نه نیزه حجم بال و پَرش را گرفته بود در پیش چشمِ مادرِ پهلو شکستهای شمر از قفا سر پسرش را گرفته بود **** یه آقایی تَه گودال افتاده تشنه و بیحال با پا تنش را برگردوند همه جسمش شده پامال آبش نمیدن، همه دویدن به سمت تن و، همه زدنو لب و دهنو، به خون کشیدن اگه مَردای مِیدونید معنی مَردو میدونید، وایسید، هنوز نفس دارم حرمم رو نسوزونید جلو چشم من، گلم رو نزن نذار ببینم، که اهل حرم تو این بیابون، آواره میشن آه بنتالعصمت آه اُختالغیرت آه میره اسارت **** کارگرم مزد مرا لطف کن مزد به من کربوبلا لطف کن **** (خوبیِ پشتبام همین است ای غریب پای کسی به سینهی تو وا نمیشود)