گلویم را، گرفته یک، بغض دیرین
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن0
بازدید1.2K
گلویم را، گرفته یک، بغض دیرین امون از اون، غروب و اون، دست سنگین امون از اون کوچه ی تار رو فرقم شد دنیا آوار که مادر در پیش چشمام با صورت خورده به دیوار امون ای دل ای دل ای دل2 یه دست من عصای بانوی خسته تو اون دستم یه گوشواره شکسته کسی غیر از من ندیده چه کرده ضرب کشیده رد خون لاله ی گوش رو خاک کوچه چکیده امون ای دل ای دل ای دل2 اگر این است تاثیر شنیدن شنیدن کی بود مانند دیدن