گل آدم که سرشتند غرض عشق تو بود
حنیف طاهریپسندیدن12
بازدید700+
گل آدم که سرشتند غرض عشق تو بود کیمیاییست عجب تعزیهداری حسین که نباید ز کسی منت اکسیر کشید ساقی، هر آنکه جام بلا دادیش به کف دست از برای ساغر دیگر دراز کرد ساقی، تو اگر نگفته جامم دادی معلوم شود که آبرو دارم من بِالله اگر نبود خدا خون بهای او عالم نبود درخور نعلین پای او