گلایه
سید محمد جوادیپسندیدن6
بازدید300+
تو که در آسمان هستی بگو با اَبر ای بابا من از تشنگی مُردم، چرا باران نمیگیرد؟ اگه آسمون هم زمین بیاد من دلم میخواد، باشم کنارت گلایه دارم از نیزهدارت برا دختری که باباییه این چه جاییه خرابه سخته دیدم سرت رو که رو درخته آتیش گرفته جونم میمیرم از جدایی شب تا سحر میخونم بابای من کجایی؟ آه سرم، پَرَم، کمرم آه دلم، دلم، پدرم میخواستم برات مادری کنم خواهری کنم به جای عمّه بشم کمکحال برای عمّه ولی روزگار با دلم نساخت خوب منو شناخت بیتو میمیرم سَرو با زحمت بغل میگیرم یادت میاد موهامو؟ بردن النگوهامو میخوام بلند شم عمّه میگیره بازوهامو آه بابا، بابا، بدنم آه عمو، عمو، زدنم