گل نازم لایی لایی پسرم
حاج سعید حدادیانپسندیدن4
بازدید2.9K
گل نازم لایی لایی پسرم با نگات آتیش نزن بر جگرم گریه بس كن دیگه طاقت ندارم نمی تونم بَرا تو آب بیارم ای كه از سوز عطش سوخته لبات سینه مو زخمی نكن با پنجه هات هر چقدر چنگ بزنی شیر نمیاد دیگه بعد از عمو آب گیر نمیاد اونی كه تشنه هارو آب می داده حالا دستاش توی صحرا افتاده بجه ها دست بابا خونی شده گمونم شیرخواره قربونی شده بمیرم طوری قدم بر می داره روی اومدن به خیمه رو نداره عباشو طوری رو اصغر كشیده گمونم خیلی خجالت كشیده