گفته بودم چو بیایی به برم بنشینی
حاج محمود کریمیپسندیدن1
بازدید9.1K
گفته بودم چو بیایی به برم بنشینی به كنارم ننشستی به مزارم بنشین یاد داری مدینه موقع خواب بود دست تو بالش سر من هر زمانی صدا زدم گفتی جان من ناز دانه دختر من بعد تو عمه ام پدر جان زد گره محكمی به معجر من علتش را سوال كردم گفت دشمنت بی حیاست دختر من