گفتند بهشتی که نباشی برهوت است
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن2
بازدید900+
گفتند بهشتی که نباشی برهوت است دیدیم که این مُلک زِ فیضت ملکوت است گفتند که از تیرهی مردان بزرگی دیدیم تمام تو جلال و جبروت است گفتند در آیینِ شما باده حرام است دیدیم مِی نام تو در جام قنوت است هر جا سخن از حُسن تو آید به میانه در کنج لب یوسفیان خالِ سکوت است قافیه مهم نیست در آن بیت که گفتند الطاف خداوند به عشق تو منوط است تو یوسف لیلا و زلیخای تو عالَم جا دارد اگر خاک شود پای تو عالَم یک عدّه بر آنند که قرآن کریمی یک فرقه بگویند که احسان قدیمی یک قوم تو را زادهی طوفان بشناسند یک عدّه بگویند که از نسل نسیمی آن روز که از راه رسیدی همه گفتند تو نقطهی بسم الله رحمنِ رحیمی باید که تو را قبلهی راهش بشناسد هر دیدهی بینایی و هر قلب سلیمی آیینهی پیغمبری خَلقاً و خُلقاً باید همه گویند که تو خُلق عظیمی طوبی هوس قامت رعنای تو دارد عباس دلش میل تماشای تو دارد فارغ شده بازار از سود و زیانها کالا به جز عشق تو ندارند دوکانها بیروحتر از هر جسدم بیغم عشقت ای نام تو انگیزهی ضربِ ضربانها آنجا که پیِ حاکم شایسته بگردند باید سخن از مدح تو آید به میانها محدود به یک عصر و زمان نیستی آقا اندیشهی تو ریشه دوانده به زمانها مجموعهی عِلم و ادب و زهد و شجاعت باید زِ تو سرمشق بگیرند جوانها الگوی جوان ای پسرِ ارشد ارباب دریاب گدا بر درتان آمده دریاب هر جا خبری غیر تو باشد خبری نیست جز مِهر تو در عمق دل ما اثری نیست ای میوهی شیرین درخت علویون شیرینیِ شهد لب تو در شِکری نیست ای حضرت اربابِ ادب محضر بابا گر تو پسری هیچ کسی را پسری نیست تو میروی و پشت سرِ تو دل بابا یک وقت نگویی پیِ من چشم تری نیست دانی که چه آورده غمت بر دل بابا داغت به جگر هست ولیکن جگری نیست هر چند که هر بندِ تو از بند جدا شد برخیز که بابای تو انگشتنما شد