گفتم كه سيلي و رگ قلبم دريده شد
حاج منصور ارضیپسندیدن0
بازدید1.8K
گفتم كه سيلي و رگ قلبم دريده شد گفتم كه كوچه و رگ عمرم بريده شد خانه نشيني و غم بيمار خانه، واي گفتم كه پهلو و قد سروم خميده شد ديدم كه دست خسته به ديوار مينهد گفتم به خود نسيم جدايي وزيده شد با خويش خلوتي به شب تار داشتم از بس گريستم دلم اينك رميده شد