گفتم دلم تنگه برا روزایی که بازی میکردی با من
میثم مطیعیپسندیدن13
بازدید600+
گفتم دلم تنگه برا روزایی که بازی میکردی با من چندوقتِ انگار خیلی سردی با من گفتی نخواب رو دست من زینب، هنوز بازوی من کبوده گفتم برای رفتنت زوده گریه کرد رو شونههام دیشب حسن هرچهقدر گفتم چی شد نگفت به من خونه شد خونهی غم، نرو نرو از تو خواهش میکنم، نرو نرو خونه شد خونهی غم، نرو نرو از تو خواهش میکنم، نرو نرو مادر، مادر، بازم چرا خونی شده پیراهنی که صبح برات آوردن از اینهمه غصه چرا نمردن بازم چرا خونی شده پیراهنی که صبح برات آوردن از اینهمه غصه چرا نمردن از اینهمه غصه چرا خسته شدی از بسترت پهلو به پهلو شدنت عذابه از بس که زخمهای تو بیحسابه خواب دیدم که خوب شدی مثل قدیم تا کِی برات باید آخه گریه کنیم تو رو به حسین قسم، نرو نرو از تو خواهش میکنم، نرو نرو اگر میتوانی بمانی بمان عزیزم تو خیلی جوانی بمان اینقدر بین رفتن و ماندن نمان بمان، بمان صورت او شد کبود و آبرویش مال ماست تو رو به حسین قسم، نرو نرو از تو خواهش میکنم، نرو نرو یادش بهخیر با محسنت هی درددل میکردی توی خونه لالایی و قصههای شبونه دیشب نگاهت افتاد به اون پیراهن بچهگونه که دوختی آرومآروم هی گریه کردی سوختی میدونم ولی هنوز دلتنگشی وقتی که اسمش میآد آه میکشی نرو با این سن کم، نرو نرو از تو خواهش میکنم، نرو نرو اگر گهواره را پس داده بودند دلش خوش بود با طفل خیالی