گفتم به باغ فلک وصف حال گو
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن1
بازدید1.4K
گفتم به باغ فلک وصف حال گو کی می رود سپاه خزان آشکار گفتا شبی به دوش علی نو بهار رفت از بعد فاطمه دگر حالم بهار نیست گفتم چه شد که فاطمه را پشت در زدند آنجا مگر به دست علی ذوالفقار نیست گفتا که دست حیدر کرار بسته بود مظلومه ی شه با کمال نیست گفتم چه شد که پهلوی زهرا شکسته شد گفتا به صحنه ی خانه مگر کار زار نیست سیصد نفر مهاجم و زهرا به پشت در ضرب لگد