گفت سُرّ من رَائ، ترجمان سامراست
میثم مطیعیپسندیدن7
بازدید2.9K
گفت سُرّ من رَائ، ترجمان سامراست من ولی دلم گرفت، این حرم چه آشناست چون نجف، شکوهمند چون مدینه، رازدار داستان آن ولی داستان کربلاست ماهِ تا ابد تمام السلام یا امام ذکر ما علی الدّوام، گریههای بیصداست آنچه بر لبان ماست، نام مهربان توست آنچه بر لب تو هست، اسم اعظم خداست از زمان کودکی، در پِیات دویدهایم از همه شنیدهایم، گرد راه تو شفاست باغهایی از بهشت، گوشهی عبای توست این عبای مصطفی، این عبای مرتضی ست مجلس شراب را قهر تو به هم زدهست چشم تو هنوز هم، مستی مدام ماست ما شهید میشویم، روسپید میشویم روزگار، بیوفا عاشق تو باوفاست ای هدایت نجیب، آسمانی غریب مضطریم و منتظر، یادگار تو کجاست؟