گفت ای گروه هرکه ندارد هوای ما
حاج حسن جمالیپسندیدن2
بازدید2.7K
گفت: ای گروه هر که ندارد هوای ما سر گیرد و برون رود از کربلای ما ناداده تن به خاری و ناکرده ترک سر نتوان نهاد پای به خلوت سرای ما این عرصه نیست جلوهگه روبه و گراز شیرافکن است بادیهی ابتلای ما برگردد آن که با هوس کشور آمده سر ناورد به افسر شاهی گدای ما .... شعار نه با اعتماد بیا بگو: صد مرده زنده میشود از ذکر یا حسین ارباب ما معلّم عیسی ابن مریم است ... به سود ماست نه سود نگار این خدمت وگرنه نوکر مخلص به درگهش کم نیست ... افتادم از پشت فرس عمو به فریادم برس ... پدر آمد به یاریاش برود من بمیرم رکاب را گم کرد ... بنویسید غزل افتاده جلوهی حُسن ازل افتاده بنویسید که از عرش خدا سینزده ظرف عسل افتاده بنویسید که از پشت فرس حسن جنگ جمل افتاده بنویسید سر کشتن او چقدر جنگ و جدل افتاده نوجوان است ولی بر جانش چقدر دست اجل افتاده ننویسید سرش دعوا شد خاک زیر بدنش دریا شد ننویسید که زیر سم اسب سینزده مرتبه جسمش پا شد ننویسید که پهلویش چون پهلوی فاطمهی زهرا شد ننویسید که قد قاسم به بلندی قد سقّا شد ... ایّها الناس بدانید گدای حسنم نوکر خسته دل و بی سر و پای حسنم بنویسید به قبرم به روی کفنم من حسینی شدهی دست امام حسنم (جانم حسن، جانم حسن)۲