گریه که کافی نیست واسه تو باید مُرد
امیر برومندپسندیدن26
بازدید14.1K
گریه که کافی نیست واسه تو باید مُرد کار گزافی نیست رقیه، رقیه اشکهامو جمع کردم واسه روز سوم دور تو میگردم رقیه، رقیه من با چشم ترم، واسه زخمهات مرهم میشم جون مادرم کاشکی میشد پیشمرگت شم یا میدیدی بهجات من میون آتیشم برات غیرممکن که معنی نداره حضرتِ محالات، اولیاء رقیه اگر که رسیده به مو کار دنیات شاهبانو یا رقیه، یا رقیه روشنیِ گنبد، دنیامو روشن کرد دیوونهتم ممتد رقیه، رقیه نه فقط امروزه انقضای عشقت ابد و یک روزه رقیه، رقیه ای کاش جای خار، چشمم فرش پات میشد ای کاش آسمون بارونِ چشمهات میشد آغوش عمو، درمونِ دردهات میشد الهی که چشمم فقط توی روضهت به بارون بشینه الهی زمونه فقط اشک ما رو تو روضه ببینه