گریه کردم
حسین ستودهپسندیدن91
بازدید16K
گریه کردم خب همینه کار من وقت مرگم تو بیا کنار من چشمم وقتی خیره به نگاهته زیبا میشه دم احتضار من ای آرزوم، ای خواهشم ای آغوشت آرامشم گفتی بسوز، آقا روی چشمم حسین، حسین جان تو بانیِ خیری، تو مَجمَرِ نوری همش بغلم میکنه کی گفته که دوری تو خیر کثیری، تو باب مرادی تو حتی حاجتهای نگفته رو دادی