گریه های تو گهواره
حسن عطاییپسندیدن9
بازدید2.7K
گریههای تو گهواره یعنی که دیگه شیرخواره نمیتونه دووم بیاره انگار بیطاقت جنگه دلش برا عموش تنگه تاب جداییشو نداره خطرها رو به جون میخرم برو برو چشم و چراغ حرم برو میدونم نمیای پسرم برو وای، تو راه حسین، شهید ندادم، آخه پسرم وای، برو که منم، یه سهمی از این، بلا ببرم گلم لای لای، وای..... درد و بلات به جون من رجز بخون برا دشمن تو با زبون بیزبونی بگو منم علی اصغر وارث غیرت حیدر مثل علمدار پهلوونی گلوت رو سپر بابا کن علی برا مادرتم دعا کن علی چشم نیمهجونت رو وا کن علی وای، تبسم تو، غم همه رو، ز یاد میبره جواب من رو، بده پسرم، بخند یه ذره گلم لای لای، وای..... بین عبای بابایی، غرق به خون چه زیبایی از مادرت دل کندی آسون ببین بابا شده حیرون، گاهی میاد سوی خیمه باز برمیگرده سوی میدون قبرت رو الهی نبینه کسی توی فکر سرت نشینه کسی گل پرپرم رو نچینه کسی وای، تو رو میذارن، رو قلب بابا، آسوده بخواب من رو میبرن، به شام بلا، به بزم شراب گلم لای لای، وای.....