گریه عشاق برای هم است
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن1
بازدید100+
گریهی عشاق برای هم است سینهشان تنگ صدای هم است آن که دل ایل مرا میبَرَد گیسوی در باد رهای هم است عاشق و معشوق یکی میشوند عشق در این بزم به جای هم است هر چه که دارند به هم میدهند هر چه که دارند به پای هم است عشق اگر نغمه روز و شب است هر چه که دارد همه از زینب است بر تن این دشت که باران نشست نور دمید و تب طوفان نشست تا به ابد هیچ پشیمان نشد آن که سر راه کریمان نشست دید که در پای علی عاشقیم بر سر ما مرغ سلیمان نشست راه نشان داد و دلم پر گرفت رفت نجف گوشه ایوان نشست مژده جبریل چه بود از شعف حمد خدا بر لب سلطان نشست گفت که پیغمبر عشق آمده حضرت زهرای دمشق آمده این که شده خاک تو از احترام قامت عشق است علیها السلام گرچه ندیدند تو و سایهات سایه تو بر سر ما مستدام ملتفت باب تو پیغمبران ملتمس نافلههایت امام مجمع انوار جلال و جمال جلوه ذاتی خدا را تمام خادم تو حضرت بابالحسین چادر تو زینت بیتالحرام ملک و فلک مات خروش تو است بیرق عباس به دوش تو است پیش پرت سیر سماوات هیچ بین دلت جز حرم ذات هیچ پیش نماز شب خاکیات هر چه که طاعات و عبادات هیچ پیش تو و هدیه قربانیات خیریه و خدمت و خیرات هیچ آن همه طوفان که ندیدهست نوح پیش قد عمه سادات هیچ هر چه که غم دیده زمین و زمان پای غم پیر خرابات هیچ آمدهای کوفه پشیمان کنی شام به یک صاعقه ویران کنی نام تو را ای دل دریاسرشت در وسط معرکه باید نوشت حضرت زهرای پس از فاطمه ای نفست بیت علی را بهشت زنده تو هفت حرمهای ما خاک درت مسجد و دیر و کنشت هم حرمت هم حرم کربلا ساخته شد از دل ما خشت خشت من به فدای قلم شاعری آن که از الطاف نگاهت نوشت خواست که غم دست تو بندد ولی غم که بُوَد در بر دخت علی