گریه از مثل منی غم زده بر میآید
امین قدیمپسندیدن16
بازدید600+
(گریه از مثل منی غم زده، برمیآید)۲ (از گدایان فقط اینگونه هنر میآید)۲ ******** دل من آب شد و پشت سر قافله ریخت انقدر خوندم نیا حسین، دیگه دیر شده ******** هر نیمه شب عجیب سرم درد میکند از بس لگد زدند کمرم درد میکند ******** تو رو ازم حرمله گرفت دلخوشی به مادر نیومده حلالم کن مادر از پس تشنگیِ تو برنیومده سه شعبه دندونه داره و دندونات هنوز درنیومده ***** خونه سوخت، خونهی دلبریمون سوخت دل بچههای مادریمون سوخت چادر کوثر و عبای حیدر خاطرات زن و شوهریمون سوخت دیگه بارونیام شب تا سحر زهرا جان کمکمون نیومد یه نفر زهرا جان در وسط کوچه تو، را میزدند کاش به جای تو، مرا میزدند ***** بغصی تو دلم نشسته، انگاری اینجا کربلاست جای تو، تو خیمهها نیست، جای تو، تو قلب ماست دعای خواهر تو این شده فقط عزیزم الهی تار مویی کم نشه ازش عزیزم نمیتونم تو رو بیسر ببینم تو صحرا میگه حسی که تو سالم نمیری از اینجا قتلگاهت و میبینم میکُشی من و همینجا دختر تو رو میبینم پابرهنه روی خاکا خیمههای تو میسوزه میره از دلم قرار میشن آواره همه، با عَلَیکُنَّ بالفرار علمدار تو بی دست میشه نقش صحرا سنان پا میذاره تو خیمههات همینجا کربلاست و با تو داریم روزای سخت در پیش دامن دخترت اون روز میسوزه، تو آتیش گوشوارهها میشه غارت، میشه روزامون با هم طی حُرمتم شکسته میشه، با سرت تو مجلس مِی ***** خیمهها شعله نگیرند الهی اینجا گرچه از لشکر شامات شرر میآید خواهرت دلهره دارد که نیفتی به زمین شمر دارد طرف خیمه به شر میآید (نیزهها خورده به تو از جلوی سینه ولی) ۲ نیزهها از طرف پشت تو در میآید حسین آرامِ جانم حسین روح و روانم...