گرگا روی جسمت راحت گریه کردن
امیر کرمانشاهیپسندیدن34
بازدید4.7K
گرگا روی جسمت راحت گریه کردن ماهیهای دریا، واست گریه کردن خاکا جای پیرهن، پوشوندن تنت رو پُر کردن برا تو، جای پیرهنت رو وُحوش گریه کردن دریاها واست با خروش گریه کردن سَما گریه کردن اهل عالم از این عزا گریه کردن غروب روضه خوندن نیزهها واسهی تو خوب روضه خوندن سُیوف روضه خوندن نوکرها از روی لُهوف روضه خوندن (سَیِدنا الغَریب سیدنا العَطشان سَیِدنا الغَریب سیدنا العُریان)۲ توی شیب گودال، ریختن رو سَر تو خنجر میکشیدن روی حنجر تو وقتی زنده بودی سمت خیمه رفتن بعدش پیش زینب جونت رو گرفتن فرات لطمه میزد زینب تو قتلگاه برات لطمه میزد رباب لطمه میزد رقیه با دلِ کباب لطمه میزد سَنان خنده میکرد خولی به اشک عمه جان خنده میکرد اَخنَس خنده میکرد شمر ملعون به کاروان خنده میکرد کار از کار گذشت زینب از میون انزار گذشت سَیِدی ماکو مِثلُکَ الغَریب... **** به سمت گودال از خیمه دویدم من شمر جلوتر بود دیر رسیدم من سَر تو دعوا بود ناله کشیدم من سَر تو رو بردن دیر رسیدم من