گرچه شب تا سحرم بر سر سجاده هنوز
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن0
بازدید3.1K
گرچه شب تا سحرم بر سرِ سجاده هنوز نشدم ثانیهای عاشق و دلداده هنوز من به جایی نرسیدم، همهی عمرم رفت مانده بر روی تنم خستگیِ جاده هنوز گرچه خوبان به وصالِ تو رسیدند اما این منم از صفِ وصلت عقب افتاده هنوز آرزوهای دراز، آبروی من را بُرد قسمتم نیست ز تو، یک نظرِ ساده هنوز باغبان! رنجِ زمستانِ مرا کمتر کن برگ، بیاذنِ تو از شاخه نیفتاده هنوز کاش قبل از رمضان، نوکر خود را بخری رفت شعبان، چه کنم، نیستم آماده هنوز باز شرمنده شدم، با همه آلودگیام به منِ بی سر و پا، فاطمه جا داده هنوز ای گرفتار، برای گره وا کردنِ تو مثل زینب بهخدا که نشده زاده هنوز باز هم مثل تو از بانوی مکتب گفتیم شصت و نه دفعه به لب حضرت زینب گفتیم