گرچه به ظاهر علی اصغر بنظر میرسد
محسن عرب خالقیپسندیدن23
بازدید5K
(گرچه به ظاهر علی اصغر، به نظر میرسد) ۲ (باطناً اما علی اکبر، به نظر میرسد) ۲ خَلقاً و خُلقاً، به رسول مدنی رفته است آینهی حسن برادر، به نظر میرسد میچکد از لعل لبش، کوثر و یاسین و نور (کودک شش ماهه، پیمبر به نظر میرسد) ۲ وقت جلوسش، به سر دست امام زمان حجت حق بر روی عنبر، به نظر میرسد چشم زمین محو شکوه اسداللهیاش در دل قنداقه چو حیدر به نظر میرسد کرببلا آمد و شد، یک تنه جِیش الحسین یک نفر اما، دو سه لشکر به نظر میرسد در قد و بالا نه ولی، در دل و جرأت چرا با عمو عباس، برابر به نظر میرسد حسین... (با قدمش، با جنمش، با نفسش، با دمش) ۲ (محسن صدیقهی اکبر، به نظر میرسد) ۲ (مشک عمو آب عطش خیمه و اشک رباب) ۲ روضه از اینها که فراتر به نظر میرسد حرمله گر تیر سه پر را نزند هم علی با لب خشکش، گل پرپر به نظر میرسد تشنگیه کودکان حساب ندارد بین حرم، شیرخواره خواب ندارد چنگ نزن ای علی، که سینهی مادر هیچ به غیر از، دل کباب ندارد رفته و گشته سکینه، خیمه به خیمه هیچ کس اما دو قطره آب ندارد (گریهاش از روی ضعف نیست یقیناً) ۲ مرد برای نبرد، تاب ندارد داد به دست حسین، کودک خود را مادر شش ماهه، اضطراب ندارد تکهی قرص قمر، به دست حسین است صورت ماهش، چرا نقاب ندارد دوش به دوش حسین، رفت به میدان تا که نگویند، همرکاب ندارد (مذهبتان هر چه هست، لشکر کوفه) ۲ (کشتن نوزادها، ثواب ندارد) هست شتابان علی برای شهادت تیر به اندازهاش، شتاب ندارد اوج شقاوت ببین، که قاتل پَستش گفت که از کردهاش، عذاب ندارد دخترش از طفل اگر سراغ بگیرد شرم پدر دارد و جواب ندارد مادر شهزاده از حسین نرنجید هیچ گلایه از آن جناب ندارد (مطمعنم که حسین تا به قیامت) ۲ (گریهکنی بهتر از رباب ندارد) ۲