گرچه از غم شکسته بالِ من است
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن9
بازدید3.5K
گرچه از غم شکسته بالِ من است اشک من شاهد مَلالِ من است همه شب این زبانِ حالِ من است یا جوادالاَئمه ادرکنی حال ابرِ بهار دارم، من دیدهای اشکبار دارم، من از جهان با تو کار دارم، من یا جوادالاَئمه ادرکنی من که مِهر تو را خریدارم هم دلآزرده، هم گرفتارم گره افتاده است در کارم یا جوادالاَئمه ادرکنی شد گواهِ شکستهبالیِ من چشم پُر اشک و دستِ خالیِ من نظری کن به خستهحالیِ من یا جوادالاَئمه ادرکنی درد ما را نگفته میدانی نامه را نانوشته میخوانی منم و این دو چشم بارانی یا جوادالاَئمه ادرکنی ای کَرَم عبدِ خانهزادِ شما رحمت و جود در نهاد شما نبض من میزند به یاد شما یا جوادالاَئمه ادرکنی خواهم از بند غم، نجات از تو التماس از من، اِلتفات از تو تا به دستم رسد بَرات از تو یا جوادالاَئمه ادرکنی