گردن کشیدم چون مست نفْسم
محمدحسین پویانفرپسندیدن7
بازدید1.7K
گردن کشیدم چون مستِ نفْسم فراریام من از دست نفْسم تو آبرودار، من مردمآزار رفت آبرویم در کوچه بازار به تو رسیدم با کوچهگردی شرمنده کردی ردّم نکردی خبر کن امشب اهل محل را محتاج عفوم وا کن بغل را آلودهی بدبویی رسیده کارم به تار مویی رسیده شیطان به من صد دوز و کلک زد گفتم کمک کن جای کمک زد تا قهر کردم منّت کشیدی سرخوردهها را بهتر خریدی با این خجالت با سر به زیری گفتم علی که دستم بگیری کلب نجف را حیدر پسندید فرزندِ بد را مادر پسندید زهرا اجازهی در زدن داد دست مرا هم دست حسن داد هم عبد اربابِ بیکفن باش هم بینوای بیتُ الحسن باش ای نوجوان هر جا سر نگردان از ماهِ نجمه رو برمگردان پوشیده جای جوشن کفن را زینب دعا کرد ابنُ الحسن را در خیمه نجمه جانش زِ تن رفت قاسم به میدان جای حسن رفت ابرو شکسته، سر هم شکسته استخوانهایش در هم شکسته چنگ حرامی بر موی او خورد نیزه میان پهلوی او خورد آخر زره هم اندازهاش شد آمد حسین و شیرازهاش شد روی عبای پاره نچیدش تا درب خیمه هِی میکِشیدش **** میآیم به سوی تو قدم قدم میبارم در آسمانیِ حرم دلتنگم به اسم تو قسم نجوایم میان هر سحر حسین میآیم به شوق گریه بر حسین اربابِ بدون سر حسین تسکینی به هر دل شکستهای دریایی ولی به خون نشستهای وان جسم زِ هم گسستهای لبهایت چرا شد از عطش کبود چشمانت به سوی خیمه مانده بود تو بر خاک، حرم میان دود و خون از آتش رسیده زینب از حرم میگوید شود چگونه باورم ای بیسر تویی برادرم **** سر پیراهن تو گریهی ما را درآوردند میان این همه کشته چرا تو عریانی؟ سر پیراهنت پیرم کردن از زندگی **** عزیزدلم توی بیسرپناهی به تو پناه نبَرم چه کنم؟ آقا از روسیاهی به تو پناه نبَرم چه کنم؟