نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

گرد و خاکی شد و انگار که طوفان آمد نوهی حیدر کرّار به میدان آمد باز کرده زِ تنِ خویش رسن میآید جوری آمد همه گفتند حسن میآید یا حسن جان یا حسن... گرچه از حال عمو کوه ملالی دارد چه شکوهی، چه وقاری، چه جلالی دارد میرسد تا که در این معرکه غوغا بکند اقتدا بر روش حضرت زهرا بکند تا به دریای خروشندهی موّاج زند بال از مقتل گودال به معراج زند یا حسن جان یا حسن... بانگ برداشت که ای قوم منم عبدالله لا اُفارِق زِ امامم به خدا در این راه به لب خستهی او نغمهی خَیرُالعمل است در سرش لحظهی تکرار حدیث جمل است حسین غریب یا مظلوم..
هنوز نظری ثبت نشده