کوچک نشد مقام تو
رحماننوازنیپسندیدن3
بازدید600+
کوچک نشد مقام تو ،نه! تازه کربلا با آبروی ریخته ات آبرو گرفت دیگر برای اهل بهشت آرزو شدی وقتی عمود ازسر تو آرزو گرفت خیلی گران تمام شد این آب خواستن یک مشک از قبیله ي ما یک عمو گرفت از آن به بعد بود صداها ضعیف شد ازآن به بعد بود که راه گلو گرفت زینب شده شکسته غرورش،شنیده ای؟ دست کسی به کنج النگوی او گرفت در کوفه بیشتر به قَدَت احتیاج داشت با آستین پاره نمی شد که رو گرفت رد تیغی به سر و روی قمر افتاده شب این قوم از امشب به خطر افتاده به سوی علقمه از خیمه برو میبینی اول راه سپهر آخر سر افتاده دست در آب زده تا که نبیند خود را ماه در اوج بلندی چقدر افتاده بارها تیر به این جسم تفأل زده تا قرعه فال به یک تیر سپر افتاده آنقدر بال زده آب بیارد خیمه که در علقمه یک عالم پر افتاده این برادر اویس قرنی کمتر نیست یک نفر خورده عمود و دو نفر افتاده ***** از آن زمان که به مشک تو تیر زدند شبیه مشک برای تو اشک میریزم ***** در پیش چشمان حسین ای قوم نگذارید هر نیزه ای یک تکه از عباس بردارد ***** ای خدا چه دیر شده پس چی شد عمو کجاست که اگه نیاد حرم جای من خرابههاست دستاتو میخوام عمو تا منو بغل کنی تا سپر واسه دستایی که سمت ماست عمو کجایی خودت بیا آب نمیخوایم عمو کجایی اگه نیای میرم به شام عمو کجایی نذر تو این النگوهاست عمو کجایی رقیه ناله میزنه عمو کجایی که حرمله بد دهنه عمو کجایی چشم حرومی به منه