کن عنایت بارالها سائل این خانه را
حسین سیب سرخیپسندیدن22
بازدید45.9K
کن عنایت بارالها سائل این خانه را این منم در میزنم، بگشا در کاشانه را آمدم پیش تو با فرطِ گناهم ربّنا لیلة القدر است و من نامه سیاهم ربّنا آمدم تا بگذری از جرم بیپایان من حیِّ من، معبود من، یکتای من، یزدان من نامهی اعمال من با تباهیها غریب کن گذر از بندهات حقِّ امیرالمؤمنین کن گذر از ما به حقِّ نالههای حیدری که نمیآید دگر سوزِ صدای حیدری مسجد کوفه بگو مولای مظلومان چه شد؟ حجةالله، جانِ احمد، ناطق قرآن چه شد؟ مسجد کوفه بگو از فرقِ مجروح علی پَر زده از بام تن تا به خدا روح علی *** آنچنان زخم گناهان به پَرَم افتاده که به صد شهر دگر هم خبرم افتاده هرچه را جمع نمودم سَرِ یک غفلت سوخت زیرِ پایِ همه حالا ثمرم افتاده دل من جای علی بود خرابش کردم از دلم نامِ شریفِ پدرم افتاده جوشن ایکاش پناهم بدهد از آتش من که خوردم به زمین و سپرم افتاده بِعَلیٍ بِعَلیٍ بِعَلیٍ بِعَلی که هوای نجفِ او به سرم افتاده تا به ایوان طلایش نظر من خورده جَنَت و هشت بهشت از نظرم افتاده برسانید سلام منِ بد را به حسین فطرس امشب تو بِبَر من که پَرَم افتاده شبِ قدری بِبریدم طرفِ کربوبلا خِیرِ عالَم همه در این سفرم افتاده دمِ افطار فقط گریه به آن تشنه کنم داغ خشکی لبش بر جگرم افتاده نیزهها عاقبت از اسب زمینش زدهاند خبر ذبح سرش بین حرم افتاده