کعبه هم سراسیمه اومده به استقبالش
سیدمهدی حسینیپسندیدن51
بازدید14K
کعبه هم سراسیمه، اومده به استقبالش پابرهنه ابراهیم، گریه میکنه دنبالش اهل آسمون میگن، کعبهی بیسر لَبَّیک یکی میگه تو مقتل، غریب مادر لَبَّیک حجّ سرخ کربلا قبول باشه طواف رو نیزهها قبول باشه سجده توی قتلگاه قبول باشه حاجی این همه ثواب، قبول باشه اصغر نخورده آب، قبول باشه داغ زینب و رباب، قبول باشه (حَجُّکُم مَقبول، سَعیُکُم مَشکور ای نور، ای نور، ای نور)۲ داره سرجدا میاد، ذبح اعظم آل الله مادری میگه؛ صبراً لَکَ یا اباعبدالله رو به آسمون میگه، شاه سرجدا لَبَیک حتی روی نیزهها، زیر دست و پا لَبَیک سعی زینب صبور، قبول باشه سر که میره تا تنور، قبول باشه ذبح آیههای نور، قبول باشه دست بسته و طناب، قبول باشه سنگ خوردن رباب، قبول باشه داغ مجلس شراب، قبول باشه حاجی این همه ثواب، قبول باشه اصغر نخورده آب، قبول باشه داغ زینب و رباب، قبول باشه (حَجُّکُم مَقبول، سَعیُکُم مَشکور ای نور، ای نور، ای نور)۲