کشتههای خودشونو خاک کردن
حسین سیب سرخیپسندیدن44
بازدید1.7K
کشتههای خودشونو خاک کردن زینبو هلاک کردن تشنههای خودشونو آب دادن زینبو عذاب دادن صد رحمت به گرگ بیابون صد رحمت به شیر درنده بین این همه نامسلمون فریادم بلنده خدا نگذره از شمر که از کهنه لباست نگذشت خدا نگذره از شمر که با نیزه به مقتل برگشت سنگی به سرت خورد دیگر هیچ ندیدی خواهر به فدایت چقدر درد کشیدی به تن بیسر تو نگاه کردم رو به قتلگاه کردم از غمت نمردم اشتباه کردم رو به قتلگاه کردم نیزه دست و بالت رو بسته خاک غم رو چهرهت نشسته مثل مادر زخمیه پهلوت ای پهلو شکسته تنت زخم و سرت زخم این وسط چندتا حرامزاده بدن ریز ریز میکردند با لباسی که از تنت بردند تیغشان را تمیز میکردند یا علی و یا علی... چون چاره نیست میروم و میگذارمت ای پاره پاره تن به خدا میسپارمت ای عهدهدار مردم بیدست و پا حسین جان کفن که دست مرا بست دست تو باز است و دست باز تو یعنی بیا در آغوشم